ارشميدس1، از لحاظ خصوصيات ظاهري آن چنان نامتجانس مينمايد كه آنها، در وهلهٴ اول به شخصيتهاي جداگانه در اولين صحنهٴ يك نمايش تراژدي شباهت پيدا ميكنند. نبايد شكوه كرد كه آنان هيچ وجه اشتراكي ندارند، بلكه بايد صبور بود؛ و چون بايد بدانيم پيش از آن كه نمايش به پايان رسد، آنان خودشان يا فرزندانشان يكديگر را خواهند كشت، يا دلباختهٴ هم خواهند شد! هرچند، در اين مورد تراژدي در مقياسي عظيم و فوق بشري روي ميدهد، و نقشآفرينانِ آن بازيگر نيستند بلكه آدمهاي واقعياند، زمان نقشها نه با روزها، بلكه به وسيلهٴ قرنها محاسبه ميشود، صحنه سراسر جهان است، و نمايشنامهنويس تقدير ناشناخته.
2. گسترش آيين بودايي در هند. قديمترين تبليغ مذهبي بزرگ، در اثناي سلطنت امپراتور آشوكا (269 تا 232) قسطنطينِ بوداييان، رونق فراواني يافت. فعاليت وي در اين زمينه تقريباً از 260 آغاز شد، ولي در اواسط و در نيمهٴ دوم قرن نيروي بيشتري گرفت. در سالهاي 240 تا 232 او شوراي بزرگ پاتالي پوترا را منعقد ساخت، كه در جريان آن ترمي پيتاكا تثبيت شد.
3. وحدت چين. شيه هوانگ - تي، كه خود را نخستين امپراتور ناميد (221 تا 210)، به هرج و مرج خاوندان پايان داد و وحدت چين را بنيان نهاد. در 213 او فرمان ((كتابسوزان)) را صادر كرد. او موجب بناي ديوار بزرگ و بسياري اصلاحات اداري از نوعي سازنده و وحدتبخش است.
4. فلسفهٴ چيني و يوناني. هسون كئونگ (وفات پس از 238)، در مخالفت با منسيوس، تباهي كامل انسان را مطرح كرد. او در انديشهٴ چيني اثر ژرفي به جاي گذاشت.
خروسيپوس سولي، كه از حدود 233 رهبر رواقيان بود، آيين رواقي را تكميل كرد، و به منطق و دستور زبان توجه ويژهاي مبذول داشت.
5. رياضيات، نجوم و فيزيك يوناني. ارشميدس، بزرگترين مرد دوران (و يكي از اعاظم همهٴ اعصار) در سيراكوز برآمد، تا در 212 درگذشت. او به تعداد زيادي مسائل رياضي، مكانيكي و فيزيكي پرداخت و در هريك آثار نبوغ خويش را نمايان ساخت. ولي علاوه بر همهٴ آنچه او به جهان علم معرفي كرد، آنچه بايد روح ارشميدسي ناميده شود، طريقهٴ جديدي است براي ارائهٴ تحليل علمي اشيا، يعني روش (و ديدگاه) فيزيك رياضي.
هنگامي كه ارشميدس به تنهايي در سيسيل كار ميكرد، كار چشمگيري در موزيوم اسكندريه صورت ميگرفت، مخصوصاً به وسيلهٴ دو مرد نابغه، يعني اراتوستنس كورنهاي (حدود 244) و آپولونيوس پرگايي (حدود 222). اراتوستنس قديمترين جغرافيدان رياضي است، او تخميني از اندازهٴ زمين زد كه به حد شگفتآوري درست بود. آپولونيوس نظريهٴ مقاطع مخروطي را